خدایا

خدایا

+ اجابت

روزی در هوای گرم تابستان  

 شیخ خیاط نفس زنان نزد یکی از یارانش می رود،

پولی به او می دهد

و از او می خواهد فورا آن را

به سید امام جماعت مسجد حاج امجد برساند

مدتها بعد که جریان را از سید می پرسند

میگوید: مهمان برایم آمده بود و در منزل هیچ نداشتم،

رفتم به اتاق دیگر و

به حضرت ولی عصر صلوات الله علیه متوسل شدم

لحظه ای بعد آن پول به دستم رسید!

نویسنده : fateme ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک